دلم تنگ شده
نویسنده : بهنام تاریخ : جمعه 5 خرداد 1391
نظرات ()

دلم برای پاکی دفتر نقاشی و گم شدن در آن

خورشید همیشه خندان، آسمان همیشه آبی

زمین همیشه سبز و کوههای همیشه قهوه ای

دلم برای خط کشی کناردفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز

برای پاک‌کن های جوهری و تراش های فلزی

برای گونیا و نقاله و پرگارو جامدادی

دلم برای تخته پاک‌کن و گچ های رنگی کنار تخته

برای اولین زنگ مدرسه

برای واکسن اول دبستان

برای سر صف ایستادن ها

برای قرآن های اول صبح و خواندن سرود ایران اول هفته

دلم برای مبصر شدن ، برای از خوب ، از بد

دلم برای ضربدر و ستاره

دلم برای ترس از سوال معلم

کارت صد آفرین

بیست داخل دفتر با خودکار قرمز

و جاکتابی زیر میزها ، جا نگذاشتن کتاب و دفتر

دلم برای لیوان‌های آبی که فلوت داشت

دلم برای زنگ تفریح

برای عمو زنجیر باف بازی کردن ها

برای لی‌لی کردن

دلم برای دعا کردن برای نیامدن معلم

برای اردو رفتن

برای تمرین های حل نکرده و اضطراب آن

دلم برای روزنامه دیواری درست کردن

برای تزئین کلاس

برای دوستی هایی که قد عرض حیاط مدرسه بود

برای خنده‌های معلم و عصبانیتش

برای کارنامه.... نمره انضباط

برای مُهرقبول خرداد

دلم برای خودم

دلم برای دغدغه و آرزو هایم

دلم برای صمیمیت سیال کودکی‌ام تنگ شده


نمی دانم کدام روز در پشت کدام حصار بلند کودکی‌ام را جا گذاشتم

کسی آن سوی حصار نیست کودکی ام را دوباره به طرفم پرتاب کند؟



»
مرتبط با : حس من
برچسب ها : -

حباب
نویسنده : بهنام تاریخ : چهارشنبه 3 خرداد 1391
نظرات ()


»
مرتبط با : حس من
برچسب ها : -

بی ارزش
نویسنده : بهنام تاریخ : چهارشنبه 3 خرداد 1391
نظرات ()
سخته چیزی بهت بگن و تو بفهمی ارزشتو...بفهمی چقد مهمی...بفهمی....(ماجرای عشق و عاشقی و اینجور مسخره بازیا نیست)

»
برچسب ها : -

مطلب رمز دار : .....
نویسنده : بهنام تاریخ : سه شنبه 2 خرداد 1391
نظرات ()
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


»
برچسب ها : -

قطنم.....
نویسنده : بهنام تاریخ : شنبه 30 اردیبهشت 1391
نظرات ()

چطور میشه که یکی یهو میاد تو زندگیت و تو رفته رفته عاشقش میشی

و بعد منطق میاد وسط

تو هنوز عاشقی

ولی اون منطق رو به میون میاره

و در نهایتش

اون میره

در حالیکه تو هنوز عاشقی

توضیح نوشت:
جواب کامنتای این پستو ندادم
چون که هر کدوم شما نظرتونو دادین ولی نظر دلتون برای آروم کردن خودتون توی اون موقعیت که احتمالا براتون هم پیش اومده
البته این برداشت من بود
ولی بازم ممنونم


»
مرتبط با : حس من
برچسب ها : -

تذکر
نویسنده : بهنام تاریخ : پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391
نظرات ()




» برو بقیه اش!
مرتبط با : روزمرگی هام
برچسب ها : -

فرشته
نویسنده : بهنام تاریخ : دوشنبه 25 اردیبهشت 1391
نظرات ()
دیروز تو یه جایی جشن تکلیف گرفته بودن و منم بخاطر جایی که بودم رفتم برای مستند سازی
نمیخوام بگم چی شد و چی نشد و تو یه مراسم عادی 30 میلیون تومن خرج شد!!
فقط میخوام یه سری عکس که به نظرم جالبن و تو اون شلوغ پولوغی با صدای نازک نزدیک به جیغ یه عالمه دختربچه کوچولو گرفتم بذارم اینجا








»
مرتبط با : روزمرگی هام
برچسب ها : -

چهارسال قبل
نویسنده : بهنام تاریخ : یکشنبه 24 اردیبهشت 1391
نظرات ()


چهارسال قبل اومدی با مادرت اینا خونه ما ...

در زدی ...

مادرم در رو باز كرد ...

خواهرم هم بود ...

نشستی پیششون ...

مادرم گفت : پسرمن هنوز چند سالی كار داره ... یك ترم دانشگاهش مونده ... دو
سال سربازی داره ... چند سال سختی داره !

تو چشای مادرم نگاه كردی ...

گفتی : من دوستش دارم ... با همه چی می سازم



سه ماه بعد...

من وكیلم ؟

گفتی : بله



دو سال بعد

درسم تموم شد ...

سربازی هم رفتم ...

خونه گرفتیم (خانوادم خیلی كمك كردند ) ...

دنبال كار گشتم ...

چند بار كارم رو عوض كردم تا بلاخره یك كا ر خوب گرفتم ...

مدیرتولید یك كارخانه شدم

تو دوست داشتی راحت تر زندگی كنی !

خونه بهتر ... ماشین ... امكانات بیشتر .

بیشتر كار كردم ...بیشتر ... بیشتر

خسته می شدم ... برای همین كمتر تفریح می كردیم ...

تو راضی نبودی ...

می گفتی اینقدر كار می كنی نمی تونیم تفریح كنیم !



یك سال بعد

چرا خواهرم اینا ماشینشونو عوض كردند ... ما هنوز یك ماشین قراضه هم نداریم ؟

چرا بابات اون خونشو تو ... نمی ده به ما ؟

چرا من هروقت یه چیزی می خوام پول كم دارم ؟



یك سال بعدش

خونه رو داریم عوض می كنیم ... می ریم خونه پدرم كه قبلا اجاره داده بود !

برات موبایل خریدم ... كادوی تولد !

می خوام یك ماشین قسطی هم بردارم ... هرچی باشه تو كارم جا اوفتادم !



چند ماه آخر

گفتی : ازدواج ما از اولش اشتباه بود ...

تو اصلا به احساسات من اهمیت نمی دی !

یكسال پیش هم بهت گفتم ...

من برای این زندگی خیلی تلاش كردم ....

هیچكس هم نفهمید ... برای من همه چی تموم شدس !

گفتم : تو چون از خانوادت دوری احساس دلتنگی می كنی ...

برو پیش مادرت اینا ... بهتر شدی برگرد ...

دو ماه موندی اونجا ( مادرم مدام به من سرمی زد )

برگشتی...

در زدی ...

مادرم دررو باز كرد ...

خواهرم پیشش بود ...

تو چشای مادرم نگاه كردی و گفتی : من از شوهرم متنفرم ...

مادرم : سكوت

خواهرم : چرا

تو : به احساسات من اهمیت نمی ده ؟

خواهرم : خیانت كرده ؟ خسیس بوده ؟ تنبل بوده ؟ بددهن بوده ؟ دروغ گفته ؟

تو : سكوت ...

تو : من برای همه چی تموم شدس !

مادرم : پس برو



ازسركاربرمی گردم ...

مادرم دررو باز می كنه ...

خواهرم برام چائی می یاره ...

پدرم كنارم می شینه ...

مادرم هم كنارم می شینه ...

تو چشاش نگاه می كنم ...

میگم : تنها شدم

میگه : تنهات نمی ذاریم...


خود نویس:

گاهی فکر میکنم بعضیا دنبال بهانه ان تا برن

سعیمو میکنم تا این بهانه رو بهشون بدم



»
مرتبط با : به خوندنش می ارزه
برچسب ها : -

لیدیز اند لیدیز...
نویسنده : بهنام تاریخ : جمعه 22 اردیبهشت 1391
نظرات ()

فردا روز را که روز زن و دختر (از جانبی ) می باشد
خدمت شما بانوان کوچک و بزرگ تبریک عرض مینماییم
تا باشد از این روزها برای شما و در کنارش هم کادویی ، محض چاشنی!



»
مرتبط با : حس من
برچسب ها : -

هه ...
نویسنده : بهنام تاریخ : چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391
نظرات ()


دلم یه دوست میخواد

یه دوست واقعی!




»
مرتبط با : حس من
برچسب ها : -

نقطه
نویسنده : بهنام تاریخ : سه شنبه 19 اردیبهشت 1391
نظرات ()


»
مرتبط با : حس من
برچسب ها : -

لحظات
نویسنده : بهنام تاریخ : یکشنبه 17 اردیبهشت 1391
نظرات ()
یه سری عکس که قبلا گرفته بودم و مدتی تو گوشه  هاردم خاک صفر و یک میخوردن



پارک ساحلی الغدیر « زمستان 90 »



پارک ساحلی الغدیر « زمستان 90 »



پارک ساحلی الغدیر « زمستان 90 »



میدان گندم « ورودی شهر - اسفند 90 »



گل رزی که چند روز قبل از حیاط محل خدمتم چیدم « اردیبهشت 91 »





خودنویس:
متوجه شدم که اهنگهایی که تو وبم استفاده میکنم طرفدارهای خاص خودشو داره
این آهنگها رو خودم پیدا میکنم و تبدیل و بعد آپلود میکنم
تا اونجایی که بتونم آهنگهارو معرفی میکنم
این آهنگی که در حال حاضر داره پخش میشه مال بخش پایانی بازی Mass effect 3 که ریتم اروم و فوق العاده ایی داره و آهنگسازش یه آهنگساز فوق العاده مشهور که خودمم از طرفداراشم و اسمش clint mansell


»
مرتبط با : تاریک خونه
برچسب ها : -

اجباری
نویسنده : بهنام تاریخ : پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391
نظرات ()

الان که دارم اینو مینویسم اونقدر کلافه ام که هر چی فحش بلدم از تمیز و غیر تمیز دارم به این کثافتا میدم

از سه شنبه آشغالترین روزای زندگیمو تا به امروز تجربه کردم

سه شنبه صبح فهمیدم که قراره این ساختمون رو بفروشن و ما قراره جابجا بشیم و بریم یه جایی به اسم ناحیه

از خونه تا جای اول پیاده یه ربع و از خونه تا جای دوم (ناحیه )با مسیر تاکسی به تاکسی یک ساعت!

نزدیک ظهر بهم گفتن که من باید برم توی عملیاتی که عصر همون روز اجرا میشه

عملیات چی؟

طرح جمع آوری معتادین و مبارزه با قاچاقچیان(این بود علت زدن پست پایینم)

گروه شامل یگان ویژه با سلاح و بقیه هم با باتوم و این تجهیزات

حالا چرا من باید میرفتم مستند سازی الله و علم

اتاق مستند سازی جدا و منم سرباز اون اتاق نبودم

ولی باز اسم من بود

شب سه شنبه فهمیدم آدرس وبم لو رفته و خواهر اینجانب آدرس رو پیدا کرده

بد جور خورد تو حالم چون اصلا دوس ندارم کسیکه منو میشناسه وبمو بخونه ولی این اتفاق افتاده بود

حسابی عصبانی بودم

اونقد که از کلافگی وبمو غیر فعال کردم و تا الان هم از یه طرف تصمیم دارم وبمو حذف کنم و برم یه آدرس جدید و یا به قول خواهرم که وقتی کلافگی منو دید ، اعتماد کنم و وبمو ادامه بدم(و تصمیم دارم تو همین وب ادامه بدم)

دنبال اسم جدید هستم ولی به بن بست رسیدم

از یه طرف هم خسته شدم از اینهمه جابجایی و وبمم دوست دارم

سه شنبه من اونطوری گذشت و اثراتش کاملا تو روز چهارشنبه مشهود بود

فوق العاده بی حوصله و کلافه بودم و اعصابم خرد بود از شانس مزخرفمم اون روز شیفت بودم و با یه آدم آشغال ، مزخرف ، بی همه چیز، بیخیال

این کثافت تو کل روز اذیتم کرد و عصر هم دفتر «ثبت وقایع» رو که وظیفه خود بیشرفشونه که بنویسن انداخت گردن من

هر چی زیر بار نمیرفتم که این وظیفه من نیست و این حرفا باز حرف خودشو میزد

در نهایت مجبور شدم دفتر رو من بنویسم

منم تا اونجایی که بلد بودم نوشتم و در نهایت دادم به اون کره خر و اون امضا کرد داد تحویل جانشین جانشین آدمیه چاق و سیگاری و سیاه با درجه سرهنگی که شخصیتی زیر صفر داره و هر چی عقده از بچگی و کودک آزاری که دیده!! تاثیراتش در اخلاق گند این کثافت دیده میشه  داد

پنجشنبه صبح هم این حروم زاده بعد از خوندن دفتر نه میذاره نه برمیداره نه منطقی فکر میکنه و سریع منو مینویسه واسه بازداشت در یگان بمدت 24 ساعت!!!

رفتن پیشش

  • ·        ببخشید جناب سرهنگ علت اینکه منو بازداشت نوشتید چیه؟
  • ·        چرا دفترو نوشتی؟
  • ·        جناب سرهنگ سروان نقی زاده گفت
  • ·        چرا نوشتی؟
  • ·        عرض کرد سروان نقی زاده گفت!
  • ·        نباید مینوشتی!
  • ·        ایشون به من دستور داد که بنویسم منم مجبور شدم نوشتم تا لغو دستور نشه
  • ·        تو نباید مینوشتی!
  • ·        (آخه کثافت نفهم نمیفهمی من چی میگم؟) جناب سرهنگ من سربازم باید دستور رو اجرا میکردم
  • ·        نباید اجرا میکردی!!!
  • ·        (جدا که کره خر از تو شعورش بیشتره) سکوت میکنم
  • ·        چرا اینجوری نوشتی؟ورود و خروج رو چرا ننوشتی؟
  • ·        جناب سرهنگ من که بلد نیستم چطوری بنویسم ، افسر نگهبان که به من یاد نداده منم سرکشی و تقسیم غذا و بیدار باش و خاموشی رو نوشتم
  • ·        مال امروز رو که کمک جدید سلاح تحویل گرفته چرا ننوشتی؟
  • ·        جناب سرهنگ خودتون میگید امروز! امروز کمک یکی دیگه است و افسر نگهبان یکی دیگه من نباید بنویسم که!
  • ·        دفتررو سرسری نوشتی
  • ·        خب منم که گفتم من بلد نیستم که
  • ·        امروز بازداشت میشی تا یاد بگیری که اصلا دفتر نباید بنویسی و اگه هم نوشتی درست بنویسی!
  • ·        مجبورا سکوت میکنم(آخه مادر به خطا هرزه آشغال به من چه ربطی داره دفتر رو بنویسم یا نه تازه خود پدرسگت الان گفتی نباید بنویسم بعد میگی درست بنویسم بالاخره چه گهی میخوری!!؟)
  • ·        امروز اینجا میمونی تا یاد بگیری از این کارا نکنی
  • ·        آخه جناب سرهنگ به من دستور.....
  • ·        ساکت!برو بیرون!


کاردم میزدن خونم در نمیومد ،الانم دارم از حرص میترکم! افسر نگهبان کثافت رفته تو خونه اش و پاشو انداخته رو پاش و راحته

من که دستور اون کثافتو اجرا کردم بازداشتم

خاک تو گور این جور نظامی و...! نظامی که هیچ منطقی حالیش نیست و فقط تحقیر و خرد کردن بلدن!

گزارش نوشتم که برم بدم دست رئیس و شکایتمو اعلام کنم، کادر اتاقم که خودشونو کشیده بودن کنار و نمیخوان بخاطر یه سرباز خودشونو خراب کنن بهم میگن:این نامه شاید الان خوب باشه و حق هم با توئه ، ولی عواقب بدی داره و اون جانشین با من لج میافته و بعدا به یه بهانه مسخره بازداشت در بازداشتگاه در ناحیه مینویسه،بازداشتی که به ازای هر روزش دو روز اضافه خدمت میره تو پرونده ام!

فقط چون با من لج میافته این کارو حتما میکنه!


سرباز صفر و بیسوادش تو این خراب شده داره کیف میکنه چون میگن بیسواده و چیزی حالیش نیست

دهن ما باسوادارو سرویس میکنن چون تحصیلکرده ایم!

پنجشنبمو خراب کرد همه زندگیش خراب بشه و امیدوارم جواب این ناحقیشو ببینه!

به همین روز قسم

ازش نمیگذرم

هیچوقت

حتی اگه موقع گوربگور شدنش زبونش بمونه بیرون و مثل سگ له له بزنه و بخواد ببخشمش

بعدا نوشت

این جانشین ساعت 7 عصر اومد تو معاونت و گفت اون سرباز بازداشتی رو هنوز هست

که گفتن بله

گفت بهش بگید دفتر ثبت وقایع رو بخونه و بیاد واسه من توضیح بده اگه خوب بلد بود!!! بره خونه اش

منم محض خنده یه نیگا کردم و رفتم مثل این شاگرد مدرسه ایی ها ازم امتحان شفاهی گرفت و بعد بهم بیست داد و گفت حالا میتونی بری خونتون

واقعا مسخره اس

وظیفه افسر نگهبان رو من باید بلد باشم

پس افسر نگهبان چه غلطی میکنه!!!؟



»
مرتبط با : حس من
برچسب ها : -

بای تا های
نویسنده : بهنام تاریخ : سه شنبه 12 اردیبهشت 1391
نظرات ()
اگر بار گران بودیم.....رفتیم


اگه قسمت بود میام میگم چرا!


»
مرتبط با : حس من
برچسب ها : -

من خشن!
نویسنده : بهنام تاریخ : دوشنبه 11 اردیبهشت 1391
نظرات ()
امروز دژبان بودیم
چرا؟
چون دژبان رفته بود مرخصی و ما هم باید به جای اون وایستیم
حالا کار ندارم که دژبانه هروقت ما میرفتیم مرخصی میگفت شما اصلا لیاقت مرخصی ندارید و این حرفا...
.
.
دژبانی یه چیزیش جالب بود
جلوی محوطه دژبانی من باید خالی بمونه تا رئیس روسا جا پارک داشته باشن و چون اداره کنار خیابون پرازدحامیه،بالطبع ماشینهای زیادی دوست دارن تو اون جای خالی پارک کنن
پارک کردن همان و مواجه با چهره خشناک من همان که " آقا حرکت کن "

بعضی بدون حرفی حرکت میکن و بعضی با اصرار سعی دارن همونجا بمون و اصرار میکن!
ولی فقط با یه جمله روبرو میشدن
حرکت کن آقا!
از لحن عادی گرفته تا عصبانیت خالص!
من اینجوری و کاملا خشک و خشن و اونهایی که پرو بودن و نمیخواستن برن و نهایت تسلیم میشن...اینجوری



گله نوشت:
نویسنده محترم وبلاگ گیس بریده تازه اومدی ، چرا اینقد زود داری میری؟


»
مرتبط با : روزمرگی هام
برچسب ها : -



( تعداد کل صفحات: 4 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ]




.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.

 

 




قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب